|
شنبه 28 مرداد 1391برچسب:, :: 21:51 :: نويسنده : مینا
کاریکاتور بسیار زیبا از یکی کاریکاتور بسیار زیبا از یکی از هنرمندان کشورمون / تفاوت نسل ها ![]()
شنبه 28 مرداد 1391برچسب:, :: 21:48 :: نويسنده : مینا
![]() سخنان کوروش کبیر
Cyrus The Great quotes
سخنان کوروش بزرگ
همواره نگهبان کیش یزدان باش، اما هیچ قومی را وادار مکن که از کیش تو پیروی کند و پیوسته به خاطر داشته باش که هر کسی باید آزاد باشد تا از هر کیش که میل دارد پیروی کند.
***
فرمان دادم بدنم را بدون تابوت ومومیایی به خاک سپارند
تـا تـکــه تـکــه ی بـدنـم قـسـمـتـی از خـاک ایـران شــود
***
منم کورش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه بابـِل، شاه سومر و اَکـَد...، شاه چهار گوشه ی جهان
***
آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه ی مردم گام های مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابـِل بر تخت شهریاری نشستم. مردوک خدای بزرگ دل های پاک مردم بابل را متوجه من کرد … زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم
***
ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابل شد نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. وضع داخلی بابل و جایگاه های مقدسش قلب مرا تکان داد
***
من برای صلح کوشیدم
***
من برده داری را بر انداختم، به بدبختی آنان پایان بخشیدم.
***
فرمان دادم که همه ی مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند
***
فرمان دادم که هیچکس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند.
***
... خدای بزرگ از کردار من خشنود شد … او برکت و مهربانی اش را ارزانی داشت.
***
من همه ی شهرهایی را که ویران شده بود از نو ساختم.
***
فرمان دادم تمام نیایشگاه هایی که بسته شده بودند را بگشایند
***
همه ی خدایان این نیایشگاه ها را به جاهای خود بازگرداندم.
***
همه ی مردمانی که پراکنده و آواره شده بودند را به جایگاه های خود برگرداندم
***
و خانه های ویران آنان را آباد کردم.
***
همه ی مردم را به همبستگی فرا خواندم.
***
همچنین پیکره ی خدایان سومر و اَکـَد را که نَبونید بدون واهمه از خدای بزرگ به بابل آورده بود، به خشنودی مَردوک خدای بزرگ و به شادی و خرمی به نیایشگاه های خودشان بازگرداندم بشود که دل ها شاد گردد.
***
من برای همه ی مردم جامعه ای آرام فراهم ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم.
***
هر حکومتی که شادمانی را از مردمان
بگیرد شکست خواهد خورد و برانداخته خواهد شد ********** دروغ گویان تنها بر گورستان مردگان و خاکسترزار خاموشان حکومت خواهند کرد ********** او که شادمانی مردم را نمی خواهد از ما نیست او برده ی بی مزد اهریمن است ********** شهریاری که نداند شب مردمانش چگونه به صبح می رسد گورکن گمنامی است که دل به دفن دانایی بسته است. **********
********** از پارس برآمدم .از پارسوماش . این گفته من است ، ( کورش ) پسر ماندانا و کمبوجیه .
من کوروش هخامنش فرمان دادم که بر مردمان اندوه نرود .زیرا اندوه مردمان اندوه مناست و شادمانی مردمان ، شادمانی من .
بگذارید هرکس به آیین خویش باشد . زنان را گرامی بدارید . فرودستان رادریابید . و هرکس به زبان تبار خویش سخن گوید .
گسستن زنجیرها آرزوی من است . ما شب را و بیداد را خواهیم زدود، زندگی را ستایش خواهیم کرد.
تا هست سرزمین من آسمانی باد ! که در او رودهای بسیاری جاری است . ما دامنه ها ودشت هایی داریم دریا وار . رازآمیز ، سرسبز و برکت خیز ؛
باشد که تا هست از خان و مان مردمم بوی خوش و ترانه برخیزد . مردمان ما شایستهآرامش وآزادی اند ، مردمان ما شایسته شادمانی و ترانه اند ، مردمان ما شایسته دادگری و مهرورزیند .
باران باش و ببار و نپرس کاسه های خالی از آن کیست .
( کوروش بزرگ )
(کوروش کبیر)
![]()
شنبه 28 مرداد 1391برچسب:, :: 21:42 :: نويسنده : مینا
کوروش بزرگ یا کوروش کبیرمعروف به کوروش دوم نخستین پادشاه و بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی بود. کوروش بمدت سی سال، از سال ۵۵۹ تا سال ۵۲۹ پیش از میلاد، بر ایران سلطنت کرد.بخاطر بخشندگی، بنیان گذاشتن حقوق بشر، پایهگذاری نخستین امپراتوری چند ملیتی و بزرگ جهان، آزاد کردن بردهها و بندیان، احترام به دینها و کیشهای گوناگون و گسترش تمدن، شناخته شدهاست.ایرانیان کوروش را پدر و یونانیان او را سرور و قانونگذار مینامیدند. یهودیان این پادشاه را، به منزله مسیح پروردگار بشمار میآوردند، ضمن آنکه بابلیان او را مورد تأیید مردوک میدانستند. مجموعه زیر قسمت دوم سخنانی است که منتسب به این پادشاه اسطیری ایران می باشد:
![]()
جمعه 27 مرداد 1391برچسب:, :: 23:20 :: نويسنده : مینا
زخمی بر پهلویم هست روزگار نمک می پاشد و من پیچ و تاب میخورم و همه گمان میکنند که من میرقصم. ( دکتر شریعتی ) ![]()
جمعه 27 مرداد 1391برچسب:, :: 23:18 :: نويسنده : مینا
وقتی که دیگر نبود
وقتی که دیگر رفت
وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد
من شروع کردم
مثل تنها زندگی کردن است مثل تنها مردن ![]()
جمعه 27 مرداد 1391برچسب:, :: 23:15 :: نويسنده : مینا
روزگاریست که شیطان فریاد می زند: آدم پیدا کنید! سجده خواهم کرد. ( شریعتی ) ![]()
جمعه 27 مرداد 1391برچسب:, :: 14:53 :: نويسنده : مینا
دلم می گیرد !.. وقتی .. می نویسم فقط برای تو .. ولی .. همه می خوانند الا تو …!!! ![]()
جمعه 27 مرداد 1391برچسب:, :: 14:52 :: نويسنده : مینا
خواب هایم بوی تن تو را می دهد نکند… آن دورتر ها… نیمه شب… در آغوشم میگیری…! ![]()
جمعه 27 مرداد 1391برچسب:, :: 14:52 :: نويسنده : مینا
شراب هم … به مستی ام حسادت می کند… آنگاه که خمار یک لحظه… دیدن تو می شوم… ![]()
جمعه 27 مرداد 1391برچسب:, :: 14:40 :: نويسنده : مینا
بعضی وقت ها …
چنان کیشت می کنند … که سالهای سال مات می مانی … ![]()
جمعه 27 مرداد 1391برچسب:, :: 14:38 :: نويسنده : مینا
پاییـــــــــــــــز ها تمام خاطرات زیبا
تمام رویاهای شیرین
با بوی عطر تو
در مقابل افکارم خودنمایی میکنند
میرقصند
کف میزنند
به رخ میکشند
نبودنت را….
![]()
جمعه 27 مرداد 1391برچسب:, :: 14:26 :: نويسنده : مینا
نمی خواهم خاطره ی فردایم شوی! امروز من باش حتی لحظه ای……! ![]()
جمعه 27 مرداد 1391برچسب:, :: 14:8 :: نويسنده : مینا
صبر کن!!! برگرد… چمدان هایمان اشتباه شده… دلم را به جای خاطراتت برده ای… ![]()
جمعه 27 مرداد 1391برچسب:, :: 14:7 :: نويسنده : مینا
به انتهای بودنم رسیده ام… اما … اشک نمی ریزم… پنهان شده ام پشت لبخندی که درد میکند… ![]()
جمعه 27 مرداد 1391برچسب:, :: 14:6 :: نويسنده : مینا
خدایــــــــــــــــــا …
به حد کافی خیال بافتم … و تنم کردم … یه کم واقعیت شیرین … لطفا … ![]()
جمعه 27 مرداد 1391برچسب:, :: 14:4 :: نويسنده : مینا
وقتی چشمانم را روی هم می گذارم… خواب مرا نمی برد… تو را می آورد!!! از میان فرسنگ ها … فاصـــــــــــــــــــــــــــــــــــله… ![]()
جمعه 27 مرداد 1391برچسب:, :: 14:3 :: نويسنده : مینا
دلم درد میکنـــــــــــــــــــــــــــــــــــد…. انگــــــــــــــــــــــار…. خام بودنــــــــــــــــــــــــــــد… خیال هایی که به خوردم داده بــــــــــــــــــــــــــــــــودی…! ![]()
جمعه 27 مرداد 1391برچسب:, :: 14:3 :: نويسنده : مینا
چه کسی برای عشق بازی من… شعر اتل متل خواند…؟؟؟ که پایت را به راحتی از زندگیم ورچیدی…. ![]()
جمعه 27 مرداد 1391برچسب:, :: 14:2 :: نويسنده : مینا
گاهــی فکـر میکنم کــار تـــو “ســـــخــــت تر” از مـــن است !! مـن یـــــک دنـــیا دوستت دارم … و تو زیر بـار این همــــه عشـــــق قــــد خـم نمیکنی … ![]()
جمعه 27 مرداد 1391برچسب:, :: 14:0 :: نويسنده : مینا
خواب هایم بوی تن تو را می دهد نکند… آن دورتر ها… نیمه شب… در آغوشم میگیری…! ![]() صفحه قبل 1 صفحه بعد ![]() |